رسانه و خبرنگار در هر جامعه‌ای، نقش دیده‌بان، پرسشگر و مطالبه‌گر دارند. خبرنگار فقط ناقل خبر نیست؛ وظیفه او دیدن، پرسیدن، بررسی کردن و دفاع از حق دانستن مردم است. رسانه مستقل، زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند در کنار بیان دستاوردها، نسبت به ضعف‌ها، ابهام‌ها و تصمیمات اثرگذار نیز پرسشگر باشد. حوزه اصناف، یکی […]

رسانه و خبرنگار در هر جامعه‌ای، نقش دیده‌بان، پرسشگر و مطالبه‌گر دارند. خبرنگار فقط ناقل خبر نیست؛ وظیفه او دیدن، پرسیدن، بررسی کردن و دفاع از حق دانستن مردم است. رسانه مستقل، زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند در کنار بیان دستاوردها، نسبت به ضعف‌ها، ابهام‌ها و تصمیمات اثرگذار نیز پرسشگر باشد.
حوزه اصناف، یکی از گسترده‌ترین و اثرگذارترین بخش‌های اجتماعی و اقتصادی کشور است؛ حوزه‌ای که میلیون‌ها نفر از تولیدکننده و فروشنده تا مصرف‌کننده، اتحادیه‌ها، اتاق‌های اصناف، نهادهای نظارتی و تصمیم‌گیران اقتصادی با آن در ارتباط مستقیم و غیرمستقیم هستند. بنابراین چنین حوزه مهمی نمی‌تواند بدون رسانه تخصصی، خبرنگار آگاه، نقد منصفانه و مطالبه‌گری مستمر رها شود.
خبرنگار حرفه‌ای در حوزه اصناف، نه دشمن مسئولان است و نه ابزار تبلیغاتی آنان. او باید صدای فعالان صنفی، کسبه، مصرف‌کنندگان و افکار عمومی باشد. وظیفه خبرنگار، تنها انتشار خبرهای رسمی نیست؛ بلکه پیگیری وعده‌ها، بررسی عملکردها، طرح پرسش‌های دقیق و مطالبه شفافیت است.
تفاوت خبرنگار با روابط عمومی نیز در همین نقطه روشن می‌شود. روابط عمومی مأمور معرفی، توضیح و دفاع از عملکرد یک سازمان است؛ اما خبرنگار مأمور پرسش، نقد و پیگیری منافع عمومی است. روابط عمومی از درون ساختار سخن می‌گوید، اما خبرنگار از بیرون ساختار مطالبه می‌کند. اگر خبرنگار به روابط عمومی تبدیل شود، نقد می‌میرد و اگر رسانه فقط به تریبون رسمی تبدیل شود، شفافیت آسیب می‌بیند.
شفافیت، مطالبه‌گری و اعتراض قانونی برای کسانی خوشایند نیست که منافعشان در سکوت، ابهام و بی‌پاسخ ماندن شکل گرفته است. هر جا تصمیم‌گیری‌ها پشت درهای بسته باشد، هر جا پاسخ‌گویی ضعیف شود و هر جا منافع فردی یا گروهی بر منافع جمعی غلبه کند، خبرنگار و منتقد مزاحم تلقی می‌شوند.
در واقع مشکل برخی افراد با خبرنگار نیست؛ مشکل با پرسش است. مشکل با رسانه نیست؛ مشکل با شفافیت است. مشکل با نقد نیست؛ مشکل با پاسخ‌گویی است. برخی به جای پاسخ دادن، تخریب می‌کنند؛ به جای شفاف‌سازی، تهدید می‌کنند؛ و به جای اصلاح عملکرد، سعی در خاموش کردن صدای منتقدان، مطالبه‌گران و خبرنگاران دارند.
اما نقد منصفانه، دشمنی با اصناف نیست. مطالبه‌گری، تخریب نیست. خبرنگار مستقل، مخالف اصناف نیست؛ بلکه می‌تواند مانع پنهان‌کاری، رانت، انحصار، بی‌عدالتی و تصمیمات غیرشفاف شود. آنچه به اصناف آسیب می‌زند، نقد رسانه‌ای نیست؛ بلکه سکوت در برابر خطا، بی‌توجهی به افکار عمومی و دور شدن از اصل پاسخ‌گویی است.
همان‌طور که حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، سینمایی، ورزشی و اقتصادی رسانه‌های تخصصی خود را دارند، حوزه اصناف نیز به رسانه تخصصی نیاز دارد. اصناف با معیشت مردم، بازار، قیمت‌ها، اشتغال، مجوزها، مالیات، بیمه، حقوق مصرف‌کننده و آینده کسب‌وکارها ارتباط مستقیم دارد. بنابراین نمی‌توان مسائل صنفی را فقط به اطلاعیه‌های رسمی، عکس‌های تشریفاتی و گزارش‌های یک‌طرفه محدود کرد.
رسانه تخصصی اصناف باید مطالبه کند، تحلیل ارائه دهد، آموزش دهد، هشدار بدهد و از حقوق فعالان سالم صنفی دفاع کند. چنین رسانه‌ای می‌تواند شأن اصناف را ارتقا دهد، صدای بدنه واقعی بازار را منعکس کند و اجازه ندهد نام اصناف ابزار منافع محدود و شخصی شود.
اصناف زمانی قدرتمندتر می‌شود که از نقد نترسد، از خبرنگار فاصله نگیرد و پاسخ‌گویی را تهدید نداند. مسئولیت صنفی، امانت است؛ نه امتیاز شخصی. هر فردی که در جایگاه تصمیم‌گیری صنفی قرار می‌گیرد، باید بپذیرد که عملکرد او قابل بررسی، نقد و مطالبه است.
صدای خبرنگار، منتقد و مطالبه‌گر را نمی‌توان برای همیشه خاموش کرد. رسانه‌ای که بر پایه حقیقت، اخلاق حرفه‌ای و منافع عمومی حرکت کند، حتی اگر با فشار، تخریب یا بی‌مهری روبه‌رو شود، باز هم اثرگذار خواهد بود.
اصناف ایران شایسته رسانه‌ای آگاه، منصف، جسور و مستقل است؛ رسانه‌ای که نه اسیر روابط شود، نه مرعوب فشارها، و نه از مطالبه حق مردم و فعالان صنفی عقب‌نشینی کند.

  • نویسنده : حمیدرضا مرادی